احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
428
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
در درياى شهوتپرستى و غفلت با قدمهاى سريع وطن ما را بوادى ذلت و بدبختى سوق ميدادند اجراى مجازات كمكم شروع به تحليل نموده تا روزيكه مشروطيت اعلان شد گوئى از همانروز فرمان اعدام مجازات را هم صادر كردند كاش مجازات به حال عدم باقيمانده و صورت ديگر نميگرفت يعنى اين قوه را به عكس مقصود به كار نميبردند چنان كه همسايگان نامهربان ما گاهى مستقيما و زمانى غيرمستقيم عملا مدلل نمودند كه خائنترين اشخاص داراى تمام احترامات و شئونات اوليه و امينترين ايرانى پستترين افراد اين مملكت است . مثل اينكه صمد خان معروف الحال چرا فرمانرواى مطلق آذربايجان شد براى اينكه در دزدى و خيانت بىبدل بود ، ثقة الاسلام و همراهان او چرا در روز عاشورا بدار ظلم آويخته شدند براى اينكه وطنخواه و با مقاصد اجانب همراه نبودند ، دولت و قنسول انگليس بچه مناسبت حمايت و طرفدارى از امان اللّه ميرزا كرد و بدون خجالت و انفعال راضى شدند كه در قونسولخانه مشار اليه مغز خود را پريشان كند براى اينكه اين يكنفر مأمورى بود كه ميخواست بوظيفهء مأموريت خود عمل كرده و حاضر نبود به وطن خود خيانت كند . بارگاه ثامن الائمه و پرستشگاه چندين ميليون مسلمانرا با كمال جسارت و بيباكى بچه جهت با توپ خراب كردند . براى اينكه بگويند پس از معاهده 1907 ديگر ايرانى صاحبخانه نبوده و هركس دعوى وطنخواهى كند بايد از هستى و حيات صرفنظر كند . اى مردم ! اى ساكنين كره ارض بشنويد و به ديگران بگوئيد كه سياست روس و انگليس در خانه ما اين بوده و با زور و سرنيزه و اقتدار مجازات را در حق كسانى معمول ميداشتند كه نسبت به وطن خود خيرخواه و از دزدى و خيانت احتزار داشته باشند . شكر خدا كه ديگ غضب الهى از آه مظلومين و سوز دل ملل صغيره به جوش آمده دست قهار طبيعت از آستين بيچارگان دنيا صورت دول طمعورز دنيا را نيلگون و آنروز خواهد رسيد كه بيرق دول جابره را در ممالك ديگران سرنگون نمايد . چنان كه مقصود اصلى از جنگ بين المللى در ابتداى امر كوتاه كردن دست رقيب و بلعيدن ملل صغيره بود كه همان مدبر طبيعت قاصدين اوليه را با قرار نقض غرض و باداى يك بيان تلخى وادار كرده است : « ميگويند ما براى دول صغيره ميجنگيم » طبيعت دول معظم جابر را كه ساليان درازى بود خون ملل صغيره را بشيشه كرده بودند خواهىنخواهى مجبور بقبول اين حقيقت تلخ خواهد نمود ولى افسوس هنوز عمليات سابقه آنها در وطن بلاديدهء ما تخفيف نيافته و ميل ندارند وقوع اين امر را به آسانى باور نمايند . نتيجه مظالم دول قربان كردن چندين كرور جوانان رشيد و صرف هزاران مليون اندوختههائى بود كه بتعدى جمع كرده و اينك هم نمايندگان آنها همان رويه خطا را تعقيب و هزاران بدبختى ديگر براى خود تهيه ميكنند . چنان كه ديپلماتهاى . . . بواسطه تجاوزات اجحافكارانه خود نفوذ چندين ساله دولت متبوعه را بباد داده و نتيجهايكه از پليتيك تحبيب در ايران گرفته بودند مبدل بعداوت و كينهجوئى نموده كه نتايج سوء و عواقب وخيم آن را يكنفر بيطرف ميتواند تشخيص دهد . ديپلماسى تازهوارد ديگر نيز اگر نيرنگ همكار خود را نخورده و اين محبتى كه از تغيير رژيم روس در قلب ايرانيان جايگير شده است مغتنم بدارد موفق بخدمتى شده كه در روسيه كفايت او اثبات بزرگترين خدمتى است البته براى او تفاوتى نداشته و ما با قوه ملى و به يارى آن خداوندى كه نجات ملل مظلومه عالم را تقدير كرده است موفق بنجات وطنخواهان خودمان خواهيم شد . اينها يك مطالبى است كه از قلوب خفه شده و از حلقوم فشرده شده تمام ايرانيان خارج و كليه منصفين دنيا هم تصديق دارند و همين نالههاى مظلومانه يكروزى در كنفرانس صلح به گوش نمايندگان دول خواهد رسيد كه ما ملت بدبخت و از دست همسايگان مظلوم آزار خود چنين احوال پرملالى داشتيم ! پس از تذكار و يادآورى مراتب فوق آيا اشخاص بيطرف حتى افراد باانصاف همين همسايگانيكه مستقيما شريك خيانت و مظالم مأمورين خود نبودند لزوم وجود كميته مجازات را تصديق نخواهند كرد . آيا با وصف اين احوال خيال خواهند نمود كه كميته مجازات را يك آشوبطلب و براى اغراض خصوصى تشكيل داده است ؟ نه . . . هرانسان منصفى كه داراى وجدان سليم باشد وجود كميته مجازات را تصديق و بما حق ميدهد كه دست خائنين را قطع نمائيم . ما بايد آنكسى كه بتشويق و پشتيبانى اجانب مصدر امور و مأمور خيانت مىشود از صفحه ايران نابود كنيم . ما بايد ديگر نگذاريم سلطان محبوب و محصور ما با يك خون دل و كراهت خاطر دستخط رياست وزرائى فلان خائن را از روى ناچارى و استيصال امضاء كند اينها يك مطالبى است كه باعث ايجاد و موجب تشكيل كميته مجازات شده و تا روزى كه دست خارجى در مداخله امور داخلى ما باقيست باقى خواهد بود . بعد از اثبات وجود و لزوم برقرارى كميته عطف توجه بدولت حاضره كرده ميگوئيم آيا وجود حكومت فعلى و عمليات او مستغنى از كميته مجازات است ؟ نه : زيراكه در جبين شما نور رستگارى نيست . هنوز شما مرعوب پليتيك اجانب و باور نداريد كه دست تجاوزكاران را در كار قطع كردنست خيال خدمت غير از خدمت است . اگر بدانيد حوادث عالم با اين تغييرات مهميكه هزاران رنگ گوناگون در اوضاع دنيا نشان ميدهد از يك مسئوليت بسيار شديدى پشتتان لرزيده بهتر از اين كار خواهيد كرد . اگر قدرى تأمل كنيد ميفهميد كه تعقيب اينرفتار يك رويهء آبرومندانه نبوده و اگر چند صباح ديگر جزء خائنين بشمار نرويد اقلا يك بدنامى و بيلياقتى پيدا خواهيد كرد كه كاركنان آتيه ايران حكم انفصال و طرد ابدى شما را از خدمات ملى صادر خواهند نمود . چنان كه هيچ مناسب نبود مظالم و تعديات حكومتى يزد و استرآباد آقاى فخر الملك را در كيسهء بيلياقتى او مهر و موم كرده و بپارهء جهات خصوصى كه ما ميدانيم مشار اليه را بحكومت تهران منصوب نمآئيد . ساير اقدامات و عمليات شما هم چندان اميدبخش نبوده حتى خيلى متأسف هستيم كه بعضى از وزرا به همان مشى قديم و رويه سابق از قبيل اخذ رشوه و غيره باقى هستند . كميته مجازات با شما و يا هر حكومتى طرف نبوده آرزومند يك دولتى است كه بجان و دل حافظ شرف و نگاهبان تاج و تخت ايران باشد ، چنانچه غير از اين بودى گويا مجازات فخر الملك را بر منتخب الدوله مقدم ميداشت . ميگويند ايجاد جنگل باعث توليد باران و طبيعى است كه وجود حرارت يخ را آب مىكند ، يعنى ساعتيكه كميته مجازات در ضمن اصلاحات ديگر از اثر اقدامات دولت حاضره